خنده بازار
میدونین فرق کلاغ با قناری چیه ؟!
هیچ فرقی ندارن ، فقط قناری سنتی میخونه کلاغ راک !
.
.
یارو مغازه ساندویچی باز کرده با دوتا کارگر
بعد کارت ویزیت چاپ کرده :
” ساندویچ فلان با مدیریت اصغر غلامی”
مدیرعامل اپل این قدر احساس مدیریت نداره !
.
.
به بعضیا باید گفت :
عزیزم نصف آفریقا رو من سیاه کردم ، زغالتو بنداز اونور !
.
.
فقط یه ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﻪ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺳﻴﺮ ﻏﻴﺒﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﻭ برای عالم و آدم ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻩ و آﺧﺮﺷﻢ ﻣﻴﮕﻪ :
ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ!ما به کسی کاری نداریم!
هر کی ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ زندگی میکنه !
پسرخاله من خودشو کشته در حال ترکه ترک سیگاره
از صبح تا شب سیگار نمی کشه
شب به خاطر اراده خفنش به خودش 2 نخ سیگار جایزه می ده
.
.
از نشونه های یه عطسۀ دلچسب اینه که:
پشتش دو سه تا “زهرمار” از قسمت های مختلف خونه بشنوی ..!
.
.
دقت کردین !؟
هرچی کنترلِ تلویزیون از دسترس دورتره
برنامۀ در حالِ پخش عذاب آورتره !
.
.
امروز رفتم بازار لپ تاب بگیرم
.
.
هیچی دیگه پولم نرسید
.
.
هیچی دیگه پولم نرسید
تی تاب گرفتم :|
رایج ترین دلیل پسرا براى جمع نکردن رختخوابشون :
.
.
شب دوباره باید بیام بخوابم دیگه :))
.
.
شب دوباره باید بیام بخوابم دیگه :))
ﻫﺮ ﭼﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻓﺮﻭﺧﺘﻢ
ﺷﯿﺶ ﻣﺎﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﺎﯼ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﻣﯿﺨﺮﻡ که ﺗﻮﯾﻮﺗﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺑﺸﻢ
ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺗﻮﯾﻮﺗﺎ ﺟﺎﯾﺰۀ ﭼﺎﯼ ﻣﺤﺴﻨﻪ !
ﮐﻤﺮﻡ ﺷﮑﺴﺖ !
.
.
یه دختره هس تو دوران کودکی هم محله ایمون بود!
الان جوری خودشو میگیره انگار کیه…..
یادش رفته بچه بود هر وقت ماکارونی داشتن
می دوید تو کوچه میگفت : ما امشب برنج دراز داریم :|
.
.
تنــها دعوتــی که تــوی زندگیــم شــدم
از طــرف اسپانســر برنامــه ها بــرا دیــدن ادامــه برنامــه بــود و دیگــر هیــــــــچ !
.
.
توی خونۀ مامان بزرگا سیر شدن معنایی نداره!
انقد باید بخوری تا موقعِ رفتن برسه
.
.
هر وقت رابطمون با آمریکا خوب شد
می خوام یه دیزی فروشی بزنم اسمشو بذارم واشینگتن دی زی !
.
.
هر چقدرم دلیل منطقی واسه خریدنِ یه چیز داشته باشی
همیشه یکی پیدا میشه که بگه :
کردن تو پاچت
.
.
صُب داشتم میرفتم جایی؛ رادیوی تاکسی روشن بود!
تو رادیو پرسید که :
شما برای حفظ امنیت توی فضای مجازی چیکار میکنید؟
یه پسره زنگ زد گفت :
من توی فضای مجازی سعی میکنم اصلا به اینترنت وصل نشم!
خوش بحالشون دیگه ! یه سریا که عقل ندارن ، راحت زندگی میکنن !
.
.
تو خونه ما همه اتفاق نظر دارن من مسلمون نیستم
با این حال هر وقت مادرم میگه یه مسلمون بره نون بخره همه با انگشت منو نشون میدن !
.
” یه گدایی هم هست جاش تو فلکه دوم صادقیه اس !
الـان 4 سالـه که هــر روز صبح دارم میبینمش
داسـتانشم اینـه که
کـرایه نـداره بره تا کـرج !
امروز رفتم بهش گفتم اگه تو این 4 سال پیـاده هم رفته بودی الـان نزدیکای مونیخ بودی
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 9:44 توسط بیگی
|
دوستان بر سه نوعند گر بدانی