ژنتیک باکتریایی
ژنتیک باکتریایی
کروموزوم باکتریایی یک ملکول DNA دو رشته ای است که در یک لوپ بزرگ محاط می شود. چون تنها یک کپی از این ملکول در هر سلول وجود دارد، باکتری در شرایط هاپلویید به حیات ادامه می دهد. باکتری ها غشای هسته ای که DNA آنها را احاطه کند، ندارند.
این فصل تلاش ندارد به تمامی جزئیات ژنتیک باکتریایی مثل همانندسازی(replication)، رونویسی (transcription) و ترجمه (translation) بپردازد. به این عناوین به طور گسترده در آموزش ژنتیک پرداخته می شود. درعوض این فصل به مکانیسم های تبادل اطلاعات ژنتیک باکتریایی می پردازد.همانطور که می دانید پروکاریوت ها این مکانیسم ها را به صورت ابتدایی دارند زیرا آنها درگیر جوش خوردن جنسی (sexual union) با سایر باکتری ها نمی شوند. باکتری ها همانندسازی ژنی انجام می دهند، یک نسخه عینا مشابه از ژنومشان را ایجاد می کنند وسپس به دو بخش تقسیم می شوند در حالی که هر قسمت یک نسخه دارد (تقسیم دوتایی/binary fission). سلول های ارگانیسم های تکامل یافته تر (یوکاریوت ها) مجموعه ای از گامت ها از هر والد ایجاد می کنند بنابراین تنوع ژنتیکی را تضمین می کنند. پس چگونه موجودات بدون جنسیت (sexless) دستخوش تغییر ژنتیکی می شوند که برای بقا بسیار ضروری است ؟
یک مکانیسم، موتاسیون ساده است. هرچند نادر است که یک موتاسیون نقطه ای ساده، ارگانیسم را به شیوه ای مفید تغییر دهد. جهش های نقطه ای معمولا منجر به بی معنی بودن یا معنی اشتباه می شوند (ایا این معنی دارد؟). چهار روش وجود دارد که در آن باکتری می تواند قطعات ژنتیکی را مبادله کند:1- ترانسفورماسیون(transformation)، 2- ترانس داکشن (transduction)، 3- کنژوگیشن (conjugation) (so much for celibacy)، 4- ترانس پوزون (transposon)
بقا = تغییرات
تبادل مواد ژنتیکی به اشتراک گذاشتن ژن هایی را ممکن می کند که پروتئین هایی مانند آن هایی که مقاومت آنتی بیوتیکی ایجاد می کنند، اگزوتوکسین ها،آنزیم ها،و سایر ویرولانس فاکتورها (پیلی،تاژک و کپسول) را کد می کنند. دانشمندان می توانند از این مکانیسم های تبادل برای مهندسی ژنتیک و تعیین نقشه کرومزومی استفاده کنند. به خواندن ادامه دهید ... ولی تنها اگر بیش از 21 سال سن دارید.
ترانسفورماسیون
قطعات برهنه DNA یک باکتری که در هنگام لیز سلول رها شدند به دیواره سلولی یک باکتری دیگر می چسبند. باکتری گیرنده باید باکفایت (competent) باشد به این معنی که بر روی دیواره سلولی خود ساختارهایی داشته باشد که بتواند به DNA متصل شود و آن را به داخل سلول جذب کند. باکتری های گیرنده باکفایت (competent) معمولا از همان گونه های دهنده هستند. اگر همولوژی (homology) کافی بین رشته ها وجود داشته باشد DNA وارد شده به ژنوم گیرنده ملحق می شود (دلیلی دیگر برای اینکه چرا این انتقال تنها می تواند بین خویشاوندان نزدیک باکتریایی صورت گیرد).
مثال معروف از این گونه تبادلات،آزمایشی است که در سال 1928 توسط فردریک گریفیت (Frederick Griffith) اجرا شده است.او از باکتری استوپتوکوکوس پنومونیه (Streptococcus pneumoniae) استفاده کرد که بر اساس تفاوت هایی در کپسول سلولی به سرده های متفاوت بسیاری طبقه بندی شده است. گریفیت از پنوموکوک صاف و کپسول دار که باعث عفونت شدید و مرگ در موش می شود و پنوموکوک خشن بدون کپسول که موش را نمی کشد استفاده کرد. .........؟........ (آن ها بی دردسرند و نمی توانند کک را بکشند). گریفیت باکتری های مضر صاف کپسول دار را با گرما کشت و آن ها را به همراه باکتری های بی دردسر بدون کپسول خشن زنده به موش تزریق کرد. بنگر و ببین موش مرد، و وقتی او باکتری ها را از خون کشت داد تنها توانست پنوموکوک صاف کپسول دار زنده پیدا کند. ژن کد کننده کپسول از باکتری های کشته شده با گرما آزاد شده و به باکتری های بدون کپسول خشن زنده ملحق شده بود. بنابراین باکتری های خشن به باکتری های صاف کپسول دار کشنده تبدیل شده بودند.
امروزه دانشمندان به طور گسترده از این روش برای وارد کردن DNA نو ترکیب و برای نقشه برداری ژن روی کروموزوم استفاده می کنند. این روش می تواند در نقشه برداری استفاده شود چون فراوانی جابجایی هایی (transformation) که منجر به انتقال دو صفت می شود با فاصله آن ها در ژنوم مرتبط است. هرچقدر آن ها به هم نزدیک تر باشند با احتمال بیشتری با هم مبادله خواهند شد.
ترانسداکشن
ترانس داکشن زمانی اتفاق می افتد که یک ویروس که باکتری را آلوده می کند (که باکتریوفاژ نامیده می شود)، بخشی از DNA باکتریایی را از یک باکتری به دیگری حمل کند. برای فهم این موضوع بگذارید لحظاتی از موضوع منحرف شویم و درباره باکتریوفاژ صحبت کنیم.
شکل 1-3. باکتریوفاژها (bacteriophages) در داشتن یک پوشش پروتئینی به نام کپسید که یک ملکول DNA یاRNA را احاطه می کند همانند اکثر ویروس ها هستند. باکتریوفاژها تقریبا مشابه عنکبوت هستند با گردن های دراز و باریک.
فاژ به وسیله رشته های دمی اش به گیرنده ای اختصاصی بر روی سطح سلول باکتریایی متصل می شود،این عمل رونشینی (Adsorption) نام دارد. سپس فاژ متحمل نفوذ می شود. با شباهت بسیاری به یک عنکبوت که چمباتمه می زند و نیشش را فرو می کند، فاژ لوله توخالی زیر غلاف گردنش را از میان دیواره سلول و غشای سیتوپلاسمی رد می کند. DNA داخل سر از میان لوله به داخل باکتری تزریق می شود.
شکل 2-3. به دنبال رونشینی و نفوذ، DNAی تزریق شده برای رونویسی DNA فاژ به RNA پیامبر(mRNA) ، RNA پلیمراز میزبان باکتریایی را تصاحب می کند. کپسیدهای جدید، DNA و آنزیم ها تشکیل شده اند و سلول باکتریایی با فاژهای جدید پر می شود. در جایی سلول نمی تواند ذرات بیشتری را نگه دارد و لیز می شود و فاژها آزاد می گردند.
برای پیچیده تر کردن مطلب، دو نوع فاژ وجود دارد، فاژهای کشنده (virulent phages) و فاژهای معتدل (temperate phages). فاژهای کشنده همانند آنچه در شکل 2-3 نشان داده شده رفتار می کنند. باکتری را آلوده می کنند، تکثیر می شوند، سپس باکتری را لیز می کنند و می کشند. ازطرف دیگر فاژهای معتدل خلق و خوی خوبی دارند و باکتریی که آلوده کردند را بلافاصله لیز نمی کنند. فاژ معتدل همانند فاژ کشنده رونشینی و نفوذ می کند اما بعد، به جای رونویسی، DNA آن به کروموزوم باکتریایی ملحق می شود. سپس DNA منتظر یک دستور برای فعالسازی می ماند.
شکل 3-3. ژنوم ترکیب شده ی فاژ معتدل، پروفاژ(prophage) نامیده می شود. باکتری هایی که یک پروفاژ ترکیب شده با کروموزومشان دارند لیزوژنتیک (lysogenic) نام دارند زیرا گاهی پروفاژ سرکوب شده می تواند فعال شود. هرگاه فعال شود، پروفاژ تولید فاژهای جدید را آغاز می کند، و چرخه ای را شروع می کند که با لیزسلول باکتریایی خاتمه می یابد. بنابراین فاژهای معتدل با وجود خلق و خوی خوب مانند بمب های ساعتی کوچک ژنتیکی هستند.
ایمنی لیزوژنتیک (lysogenic immunity) اصطلاح استفاده شده برای توصیف توانایی یک باکتریوفاژ ترکیب شده (پروفاژ) برای جلوگیری از آلودگی بعدی توسط فاژ مشابه می باشد. اولین فاژ معتدل آلوده کننده یک باکتری، پروتئین سرکوبگر تولید می کند. این سازش "بقای اصلح" تضمین می کند که اولین فاژ معتدل تنها اشغال کننده باکتری باشد.
اکنون که با باکتریوفاژها آشنا شدیم، بگذارید بحث کنیم چگونه این فاژها می توانند DNA باکتریایی را از یک باکتری به دیگری منتقل کنند. این فرآیند ترانس داکشن (transduction) نامیده می شود. همانطورکه دو نوع فاژ وجود دارد، دو نوع ترانس داکشن نیز موجود است. فاژهای کشنده در ترانس داکشن عمومی (generalized transduction) و فاژهای معتدل در ترانس داکشن اختصاصی (specialized transduction)قرار می گیرند.
ترانس داکشن عمومی
ترانس داکشن عمومی به صورت زیر رخ می دهد. پس از نفوذ فاژ به باکتری میزبان، DNA فاژ به کپسید و آنزیم ها رونویسی، همانند سازی و ترجمه می شود. در همین زمان DNA باکتریایی سرکوب و سرانجام نابود می شود. گاهی قطعات DNA باکتریایی سالم می مانند. اگر این قطعات هم اندازه DNA فاژ باشند می توانند به طور تصادفی داخل سر کپسید فاژ قرار گیرند. به دنبال لیز سلول و رها شدن فاژها، فاژی که در سرش DNA باکتریایی دارد، می تواند باکتری دیگری را آلوده کند. فاژ قطعه ی DNA باکتریایی که بطور تصادفی حمل می کند را تزریق خواهد کرد. اگر بین رشته تازه تزریق شده و ژنوم باکتریایی گیرنده قدری همتایی (همولوژی) وجود داشته باشد امکان دارد قطعه به آن ملحق شود. ژن واقع بر روی آن قطعه می تواند پروتئینی را کد کند که گیرنده آن را در ابتدا نداشته است، مانند پروتئینی که یک آنتی بیوتیک را غیر فعال می کند. در ترانس داکشن عمومی، باکتریوفاژ تنها DNA باکتریایی را حمل می کند، بنابراین سلول گیرنده زنده خواهد ماند (زیرا هیچ ژن ویروسی که همانند سازی و لیز را کد کند موجود نیست). این نوع انتقال ژنتیکی از ترانسفورماسیون مؤثرتر است زیرا قطعه DNA منتقل شده، توسط کپسید فاژی که آن را نگه می دارد از نابودی درهنگام جابجایی حفظ می شود.
شکل 4-3. ترانس داکشن عمومی
- رونشینی و نفوذ رخ می دهد. DNA ویروسی به شکل خط باریکی کشیده شده، و DNA حلقوی باکتریایی به شکل دایره ای ضخیم رسم شده است.
- تخریب DNA باکتریایی تعدادی قطعه سالم (ضخیم) برجای می گذارد. DNA فاژ همانندسازی کرده است.
- کپسیدها ترجمه و بسته بندی شده اند. کپسید میانی حاوی قطعه ای از DNA باکتریایی است.
- لیز سلولی رخ می دهد، فاژها از جمله فاژ دارای DNA باکتریایی آزاد می شوند.
ترانس داکشن اختصاصی
ترانس داکشن اختصاصی توسط فاژهای معتدل رخ می دهد. به یاد آورید که فاژ معتدل نفوذ می کند و سپس DNA آن به کروموزوم باکتریایی ملحق می شود. فاژ از این پس پروفاژ نامیده می شود و باکتری هم اکنون لیزوژنیک است (شکل 3-3). به طور معمول پروفاژ فقط بدون انجام کاری منتظر می ماند، اما سرانجام می تواند فعال شود. اگر فعال شد، DNA پروفاژ ازکروموزوم باکتریایی بریده شده و سپس به یک کپسید همانند سازی، ترجمه و بسته بندی می گردد. گاهی در برش خطا وجود دارد و قطعه ای از DNA باکتریایی که در یک طرف از پروفاژ قرار دارد با DNA فاژ بریده، همانندسازی و بسته بندی خواهد شد. این عمل می تواند منجر به انتقال آن قطعه از DNA باکتریایی به باکتری های دیگر شود.
شکل 5-3. ترانس داکشن اختصاصی توسط فاژ لامبدا (lambda) در اشرشیا کلای (ٍٍٍEscherichia coli) اتفاق می افتد. محل درج پروفاژ لامبدا در میان ژن اشرشیا کلای برای سنتز بیوتین و سنتز گالاکتوز قرار دارد. اگر خطای برش رخ دهد، ژن بیوتین (BIO) یا ژن گالاکتوز (GAL) (ولی نه هر دو، زیرا قطعه DNA بریده شده دارای طول معینی می باشد) توسط DNA فاژ حمل و بسته بندی می شود. بنابراین ژن سنتز بیوتین اکنون می تواند به یک باکتری دیگر که این قابلیت را ندارد منتقل شود. شما مکررا راجع به این فرم انتقال ژن خواهید شنید؛ این روش کنورسیون لیزوژنیک (lysogenic conversion) نامیده می شود. برای مثال ژن اگزو توکسین کورینه باکتریوم دیفتریا (Corynebacterium diphtheria) توسط کنورسیون لیزوژنیک کسب شده است.
کانژوگیشن
کنژوگیشن سکس باکتریایی در بهترین حالت است: پرشور و جدی! در کنژوگیشن DNA مستقیما توسط تماس سلول با سلول منتقل می شود، و منجر به تغییر بسیار کارآمد در اطلاعات ژنتیکی می شود. این تبادل می تواند بین باکتری های غیر خویشاوند (unrelated) رخ دهد و مکانیسم عمده برای انتقال مقاومت به آنتی بیوتیک می باشد. برای اینکه کنژوگیشن اتفاق بیفتد، یک باکتری باید پلاسمید خود منتقل شونده (self-transmissible plasmid) داشته باشد، که پلاسمید F هم نامیده می شود (به خاطر fertility، نه کلمه دیگری!). پلاسمیدها ملکول های DNA دو رشته ای حلقوی هستند که بیرون کروموزوم قرار دارند و می توانند ژن های ضروری برای انجام فرآیند کنژوگیشن را کد کنند. باکتری هایی که F پلاسمید را حمل می کنند سلول های F(+) نامیده می شوند. در کنژوگیشن یک سلول F(+) دهنده پلاسمید F خود را به یک سلول f(-) گیرنده منتقل می کند به این ترتیب گیرنده را F(+) می کند.
شکل 6-3. پلاسمید خود منتقل شونده (پلاسمید F) ژنی دارد که آنزیم ها و پروتئین هایی را کد می کنند که آلت تناسلی و به عبارت دیگر پیلی جنسی را شکل می دهند.
این ساختار پروتئینی بلند از سطح سلول باکتری F(+) دهنده بیرون می زند و به غشای سلولی باکتری گیرنده متصل می شود و نفوذ می کند (این در نهایت جالب می شود!). اکنون که یک پل کنژوگه کننده (conjugal bridge) ایجاد شده، یک نوکلئاز یک رشته از DNA پلاسمید F را قطع می کند، و این تک رشته ی DNA از طریق پیلی جنسی (پل کنژوگه کننده) به باکتری گیرنده منتقل می شود.
شکل 7-3. وقتی یک رشته DNA از طریق پل کنژوگه کننده منتقل شد، رشته باقیمانده با بازهای نوکئوتیدی جدید جفت می شود (خط نقطه چین). اتفاق مشابهی برای رشته ای که به سلول دیگر منتقل می شود می افتد. در پایان جوش خوردن جنسی پل کنژوگه کننده تخریب می شود و هر دو باکتری پلاسمید F دو رشته ای حلقوی خواهند داشت. سلول گیرنده F(-) اکنون F(+) است.
شکل 8-3. به ندرت پلاسمید F خارج کروموزومی با کروموزوم باکتریایی مجاور ترکیب می شود. در روشی بسیار مشابه با آنچه باکتریوفاژ معتدل انجام می دهد. سلول باکتریایی از این پس سلول Hfr نامیده می شود (فراوانی بالای کروموزوم های نوترکیب). این ترکیب شدن می تواند به دو مکانیسم منحصربه فرد انتقال DNA منجر شود:
1)پلاسمید F که اکنون با کل DNA حلقوی باکتریایی همراه است با یک سلول F(-) کنژوگیشن نرمال انجام می دهد. کل کروموزوم باکتریایی شامل پلاسمید F ترکیب شده از سلول Hfr به سلول گیرنده منتقل می شود.
2)پلاسمید F ترکیب شده در سلول Hfr ممکن است از جای متفاوتی از محل ترکیب شدن بریده شود. این عمل می تواند منجر به پلاسمید F شود که اکنون قطعه ای از DNA کروموزومی را نیز دارد. این پلاسمید ها، پلاسمیدهای F' (F prime) نامیده می شوند. این کنژوگیشن 'F متناظر ترانس داکشن اختصاصی است زیرا در هر دو حالت قطعه مجاور از DNA کروموزومی به طور تصادفی برداشته می شود و می تواند به یک سلول باکتریایی دیگر منتقل شود.
برخی پلاسمیدها، پلاسمیدهای غیر خود منتقل شونده هستند. این پلاسمیدها ژن های لازم برای هدایت کنژوگیشن را ندارند. به هرحال آن ها به همراه باکتری میزبانشان همانند سازی می شوند و به منتقل شدن ادامه می دهند در حین اینکه باکتری در تقسیم دوتایی تقسیم می شود.
پلاسمیدها از نظر پزشکی فوق العاده مهم هستند.پلاسمیدهای خاص آنزیم هایی را کد می کنند که آنتی بیوتیک ها را تجزیه می کنند (پنی سیلیناز) ، یا ویرولانس فاکتورها را تولید می کنند (مثل پیلی واگزوتوکسین).
ترانس پوزون ها
شکل 9-3. ترانس پوزون ها عناصر ژنتیکی متحرک هستند. شما می توانید آنها را قطعات DNA پادار مجسم کنید. این قطعات DNA می توانند خودشان را بدون داشتن همولوژی DNA در کروموزوم دهنده وارد کنند. ترانس پوزون ها می توانند ژن های مقاومت به آنتی بیوتیک و ویرولانس فاکتورها را حمل کنند.
ترانس پوزون ها وارد DNA فاژها،پلاسمیدها و کروموزوم های باکتریایی می شوند. آن ها به طور مستقل همانند سازی نمی کنند بلکه در طی رونویسی DNA میزبانشان کپی می شوند. وقتی ترانس پوزون ها DNAیی که با آن ترکیب شده اند را ترک می کنند غالبا برش اشتباهی وجود دارد و ترانس پوزون می تواند DNA جدید را به محلی دیگر منتقل کند. اهمیت ترانس پوزون ها...در این است که یک ژن ترانس پوزون که با مقاومت دارویی خاصی مداخله می کند می تواند به پلاسمید های سرده های متفاوت باکتریایی متصل شود و منجر به پراکندگی سریع گونه های مقاوم شود.
منابع:
اشکال ریبوزومها 


دوستان بر سه نوعند گر بدانی