گوارش غذا

با دستگاه گوارشی بدن بصورت تصویری آشنا شوید !

http://up.clip2ni.com/i/images/ml7l7vka439kg2q7d8ji.jpg

غذایی كه می‌خوریم به خودی خود در بدن قابل استفاده نیست. به فرآیند خوردن غذا كه از دهان آغاز شده و پس از طی مری، معده، روده كوچك و روده بزرگ به انتهای راه رسیده و بخش هضم‌نشدنی آن دفع می‌‌شود، عمل گوارش یا هضم می‌گویند.
دهان

جام جم آنلاین:مجموعه دهان شامل حفره دهان، دندان‌ها، غدد بزاق و زبان ابتدای راه گوارش یا هضم غذا قرار دارند. غذا پس از ورود به دهان طی عمل جویدن، زیر دندان‌‌ها خرد می‌شود و در عین حال با بزاق مخلوط شده و شكلی خمیری به خود می‌گیرد. به علاوه، بزاق سبب تجزیه كربوهیدرات‌‌های غذا می‌شود. به این ترتیب، غذا به مرحله خروج از دهان و ورود به مری می‌رسد. ماهیچه‌‌های زبان در این هنگام غذا را به سمت حلق و مری می‌فرستد.

حلق

غذا هنگام خروج از دهان و ورود به مری باید از ناحیه حلق عبور كند. در این ناحیه، دو مجرای دیگر وجود دارد كه مربوط به دستگاه تنفس است؛ یكی مجرای انتهای بینی و دیگری مجرای ابتدای نای. برای جلوگیری از ورود غذا به این دو مجرا دو دریچه در ناحیه حلق وجود دارد كه هنگام عبور غذا از این ناحیه، دو مجرای مذكور را می‌بندد تا غذا صرفا وارد مری شود.

مری

مری یك لوله باریك بلند مستقیم است كه از حلق تا ورودی معده امتداد دارد و غذا را از طریق حركاتی موسوم به حركات «دودی» به سمت معده می‌راند.

ایجاد حركات دودی، كار ماهیچه‌‌های حلقوی مری است. در این حركات، ماهیچه‌‌های مستقر در جلو، غذای در حال حركت شل و در عوض ماهیچه‌‌های پشت غذا منقبض می‌شود. این حركات در اعضای دیگری مانند روده كوچك و بزرگ نیز رخ می‌دهد.

معده

معده ناحیه‌ای از دستگاه گوارش است كه غذا مدتی طولانی (تا پنج ساعت) در آن می‌ماند و از طریق حركات خاص دیواره این عضو هم زده می‌شود.

در همان هنگام نیز اسید معده همراه برخی ترشحات دیگر داخلی بر ماده غذایی درون معده تاثیر گذاشته و بخشی دیگر از عمل گوارش را انجام می‌دهد. حاصل كار معده مایع غلیظی است كه به «سوپ معده» معروف است و باید راهی مرحله بعد شود.

دوازدهه (اثنی‌عشر)

مواد غذایی اكنون پس از تبدیل‌شدن به سوپ معده باید وارد روده كوچك شود. ابتدای روده كوچك ناحیه‌ای موسوم به دوازدهه قرار دارد كه سوپ معده بلافاصله پس از خروج از معده وارد آن می‌شود.

با ورود مواد غذایی به دوازدهه، اعضای دیگر دستگاه گوارش ـ كه اعضای جانبی این دستگاه هستند ـ وارد عمل می‌شوند. یكی از این اعضا «لوزالمعده» است كه به محض ورود غذا به دوازدهه، شیره‌ای حاوی آنزیم‌‌های خاصی به درون دوازدهه ترشح می‌كند.

این آنزیم قلیایی است و یكی از وظایفش خنثی‌كردن حالت اسیدی سوپ معده پس از ورود به دوازدهه است. عضو دیگری كه در این مرحله دست به كار می‌شود، «كیسه صفرا»ست. این عضو، مایعی به نام صفرا را به درون دوازدهه می‌ریزد تا به هضم غذاهای چرب كمك كند.

عضو سومی نیز در میان است كه البته غیرمستقیم عمل می‌كند. این عضو «كبد» نام دارد. یكی از وظایف كبد تولید صفراست، اما كبد صفرا را مستقیم وارد دستگاه گوارش نمی‌كند، بلكه آن را به كیسه صفرا می‌‌ریزد تا بدن همیشه ذخیره‌ای از صفرا داشته باشد و هنگام گوارش غذا از آن استفاده كند.

روده باریك

پس از ناحیه دوازدهه ابتدای روده كوچك كه آنزیم‌‌های گوارشی بخش عمده كار خود را انجام می‌دهند، مواد غذایی به موادی قابل جذب تبدیل می‌شود و در ادامه مسیر طولانی خود در روده كوچك، یعنی در ناحیه تهی روده و دراز‌روده، از طریق دیواره روده كوچك وارد جریان خون می‌شود. دیواره روده كوچك ناهموار است و همین ناهمواری بر وسعت سطح داخلی روده افزوده و جذب مواد غذایی را تسهیل می‌كند.

روده بزرگ

مواد غذایی در انتهای مسیر خود در روده كوچك و پس از آن‌كه تقریبا همه مواد قابل جذب را به دیواره‌های‌ روده كوچك تحویل دادند، وارد روده بزرگ می‌شوند.

در روده بزرگ بقیه آب موجود در ماده گوارش‌شده جذب می‌شود و این ماده به صورت فضولات نهایی برای دفع از بدن در‌می‌آید و از مقعد دفع می‌شود.

پیش بینی منصفانه

به نظر شما برنده  ‏دو تیم رئال مادرید و منچستر یونایتد ‏?‏                ‏الف‏)‏ رئال         ب‏)‏مادرید          ج‏)‏رئال مادرید     د‏)‏ همه موارد 

کمی دروغ بگو ...

كمي دروغ بگو پينوكيو....

دروغ های تو قابل تحمل تر بود !

به خاطر کودکی بود و شیطنت ...

به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی

که ببینی یک دروغ ،چه ها میکند !

این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود !

... ... به بهای یک دل شکستن !

اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود !

اين جا آدم ها دروغ هاي شاخ دار مي گويند

بعد دماغ دراز خود را جراحي پلاستيك مي كنند !!!.......

بدون شرح

جمله هاي عاشقانه و قشنگ و زیبا و کوتاه

به نام خداوند زیست شناس

به نام خـداوند زیست شنــاس               خـــــداوند آفریننـــده ی پانکـــــراس

خدایی که پدید آورد DNA و ژن                آفرید محکم و طناب مانند، رشته های کلاژن

خدایی که آفرید بطن و دهلــیز                گــره پیشاهنـــگ و آن دیگری نیــــز

خدایی که آفریــد شبکه آندوپلاسمی       و تغییرش داد در ماهیچه ها به سارکوپلاسمـــی

خدایی که آفرید لوله ی گوارشـی            پوشاندش آن را از بافـــت پوششـی

خدایی که خواست خرچنگ دراز             داشته باشـــد گــــردش خون بـــــاز

خدایی که خواست ترشح شود موکوز      دندریـــت هـــا شود فعـــال ز ســـوز

خدایی که آفرید پادتن ز گلیکوپروتئیــن      آنزیمی برای نــــوزادان، به نام رنیــن

خدایی که آفرید سرخـرگ آوران               ماهیچه های خیاطیه در جلـــوی ران

خدایی که آفرید هورمون سکرتیـن           و جاری کرد خـــون در سیاهـــرگ زبرین

خدایی که ز ریزلوله آفرید سانتریـول         در کپســـول بومن قرار داد گلومــرول 

خدایی که فرمان داد به هضم کیموس      داد به باکتـــری ، تـــــاژک و پیلـــوس

هر چه گویم از هنرش در خلــق               بـــاز آیــد بــــرون ، بــــاقی از حلـــق

چه گویم چنین چو چنگ چندیـــن کلام     خدایا سخن نگفته خود دانی ، والسلام

آخرین اخبار

با عرض سلام خدمت هم کلاسی های محترم

خوشبختانه در طول این هفته فقط کلاس های ریاضی و آمار و بیوشیمی برگذار شد . برای درس آمار کتاب آمار و مدل سازی دبیرستان و کتاب آمار زیستی پیام نور از طارمی و ضیغمی مناسب هستند یا کتاب اصول و روش های آمار زیستی از ایت الهی

لازم به ذکر است که این درس  در جلسه ی اول فقط به معرفی کتاب و چند نکته خلاصه شد و استاد محترم جناب آقای دکتر واقعی اصرار و لزوم به داشتن ماشین حساب حاوی سیستم stat  یا reg  یا همان ماشین حساب مهندسی داشتند . برای مطالعه ی دقیق تر هم می توانید از نرم افزار spss  استفاده کنید . برای بیوشیمی هم لطفا جهت اطمینان جزوه ی مهارت های آزمایشگاهی را به هراه آورید .

درس ریاضی هم فقط به انتگرال توسط استاد محترم پرداخته شد . خوب است بدانید که جمعیت کلاس بسیار زیاد است . برای ریاضی هم می توانید از کتاب حسابگان یا دانلود نمونه سوال از اینترنت استفاده کنید .

بقیه ی کلاس ها بنا به نبود استاد یا عدم رسیدن به حد نساب برگذار نگردید    

طی تلاش های دوستان در این هفته و گفتگو با مدیریت محترم گروه و اساتید و راهنمایی آن ها  ، درس اختیاری حتما برداشته شود و آزمایشگاه بیوشیمی به تاکید سرکار خانم محمدی حذف نشود 

در انتها 6 نفر حاضر ، بی تردید در کلاس های روز شنبه بنا به تاکید بسیار زیاد اساتید آمار و بیوشیمی شرکت خواهند کرد

ممنون از لطفتان و خدانگهدار

مطالبی جالب وخواندنی

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد

معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اینکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد

دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟ 

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟ 

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.

************ ********* ********* ********* **
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد

ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد

از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟

مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده

************ ********* ********* ******
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه

بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند

معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله

يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

************ ********* ********* ********* ********
معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر

شود گفت بچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود

بچه‌ها گفتند: بله 

معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟ 

يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست

************ ********* ********* ********* ********
بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته

بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست

در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد

برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

 

تأثير عصاره نعناع در کاهش دردهاي ناشي از ميگرن

 

 

 

محقق برگزيده هجدهمين جشنواره علوم پزشکي رازي از تأثير عصاره نعناع در کاهش دردهاي ناشي از ميگرن خبر داد.

به گزارش از وب دا، افشين برهاني، با بيان اين که ميگرن بيماري بسيار شايعي است، اظهار داشت:  18 درصد خانم ها و 6 درصد آقاين از ميگرن رنج مي برند.

وي افزود: دومين ويژگي اين تحقيق و مقاله استفاده از آموزه هاي طب سنتي خودمان است که در اين روش مالش پماد را بر روي نبض گيجگاهي پيشنهاد مي کند و براي درمان ميگرن ما از همين آموزه ها استفاده کرديم.

محقق برگزيده هجدهمين جشنواره رازي ادامه داد: مطالعه اي با روش تحقيق بسيار پيچيده و دقيق بر روي بيماران انجام داديم و به اين نتيجه رسيديم که مالش عصاره نعناع بر روي نبض گيجگاهي مي تواند درد حملات ميگرن و تهوع و استفراغ ناشي از درد ميگرن را کاهش دهد.

دکتر برهاني خاطرنشان کرد: در آينده اي نزديک در پي تهيه پچ حاوي عصاره نعناع و ساير داروها هستيم  تا باعث شود که حملات ميگرني هر چه سريعتر کاهش پيدا کند و بازگشت علائم را در ميگرن نداشته باشيم.

بیوگرافی و زندگی نامه چارلز داروین

 

 

چارلز داروین در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ در خانواده پزشکی ثروتمند اهل شروزبری در ناحیه شراپشایر در انگلستان دیده به جهان گشود. او پنجمین از شش فرزند خانواده بود. پدرش رابرت داروین و مادرش سوزانا وِجوُود هر دو از خانواده‌های اصیلزاده انگلیسی مسیحی یونیتارین بودند.

وقتی داروین هشت سال داشت مادرش درگذشت. یک سال بعد او را برای تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی در شهر مجاور فرستادند. در ۱۸۲۵ پس از صرف یک سال کارآموزی در کنار پدرش برای تحصیل پزشکی به دانشگاه ادینبرو رفت. اما خشونت عملیات جراحی باعث شد که از پزشکی بیزار شود و در عوض نزد یک برده سیاهپوست آزاد شده به نام جان ادمونستن به آموختن تاکسیدرمی مشغول شود. داروین شیفته داستان‌هایی بود که ادمونستن از جنگل‌های بارانی آمریکای جنوبی برایش تعریف می‌کرد.

یک سال بعد داروین یکی از اعضای فعال انجمن دانشجویی طبیعی‌دانان و شاگردی مستعد در مکتب رابرت ادموند گرانت، یکی از پیشگامان نظریه فرگشت بود. وی همچنین در کلاس‌های تاریخ طبیعی رابرت جیمسون در زمینه جغرافیای چینه‌شناختی شرکت می‌کرد و طریقه طبقه‌بندی گیاهان را در موزه بزرگ دانشگاه ادینبورگ می‌آموخت.

در سال ۱۸۲۷ پدر ناخشنود از این که پسر جوانش به پزشکی علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، نام او را در کالج کریست دانشگاه کیمبریج نوشت تا در کسوت روحانیت در آید. این تصمیم عاقلانه‌ای برای داروین جوان بود چرا که در آن زمان کشیش‌های کلیسای انگلستان درآمد خوبی داشتند و بسیاری از طبیعیدانان خود روحانی بودند. با اینحال داروین در کیمبریج ترجیح می‌داد که به جای درس خواندن همراه با پسر عمویش ویلیام داروین فاکس به سوارکاری، تیراندازی و جمع‌آوری سوسک بپردازد و در این کار آنچنان پیشرفت کرد که او را به عنوان سوسک شناس به جناب کشیش جان استیونس هنسلو استاد گیاه‌شناسی معرفی کردند. داروین در کلاس‌های تاریخ طبیعی هنسلو شرکت جست و چیزی نگذشت که محبوب‌ترین شاگرد وی شد. با نزدیک شدن فصل آزمون، داروین بر درس‌هایش متمرکز شد و سرانجام امتحانات نهایی را با کسب نمره خوب در الهیات و نمره‌های متوسط در ادبیات یونانی، ریاضیات و فیزیک با موفقیت پشت سر گذاشت.

 

پس از دانش‌آموختگی، داروین و همکلاسی‌هایش تصمیم گرفتند که برای مطالعه تاریخ طبیعی مناطق گرمسیر به جزایر مادیرا سفرکنند. وی برای کسب آمادگی بیشتر در کلاس‌های جغرافیای جناب کشیش ادام سجویک نامنویسی کرد؛ اما هنگامی که به اتفاق او برای نقشه‌برداری از لایه‌های صخره‌ای ولز در آن ناحیه به سر می‌برد خبر لغو سفر به او رسید. داروین در راه بازگشت به خانه بود که نامه دیگری دریافت کرد؛ نیروی دریایی به دنبال یک طبیعیدان می‌گشت که ناخدا رابرت فیتزروی را در یک سفر اکتشافی به آمریکای جنوبی همراهی کند و هنسلو داروین را پیشنهاد کرده بود. این سفر فرصتی گرانبها بود برای داروین تا علائقش را به عنوان طبیعیدان دنبال کند.

پدر ابتدا این سفر را بیهوده می‌دانست و با آن مخالف بود ولی با اصرار برادر زنش جوزیا وجوود بالاخره با تصمیم پسرش موافقت کرد. این سفر نه دو سال که پنج سال به درازا کشید و مقدر بود که دانش بشر را به مسیری نو رهنمون شود.

سفر با بیگل

سفر با کشتی بیگل پنج سال به طول انجامید. داروین بیشتر این مدت را صرف پویش‌های زمین‌شناختی، بررسی سنگواره‌ها و مطالعه بر روی ارگانیسم‌های زنده کرد. او از موجودات زنده آمریکای جنوبی هزاران نمونه گرد آورد که بسیاری از آنها تا آن زمان برای دانشمندان غربی ناشناخته بودند. همه این‌ها به علاوه یادداشت‌های مفصلی که داروین از مشاهدات خود تهیه کرده بود، در نظریه‌پردازی‌های آینده او بسیار به کار آمدند.

دستاوردهای علمی پیش از ارائه نظریه فرگشت

در تمام طول سفر، داروین همواره از حمایت‌های استاد سابقش برخوردار بود. هنسلو ترتیب چاپ نوشته‌های داروین را می‌داد و سنگواره‌های جمع‌آوری شده را در اختیار طبیعیدانان معتبر می‌گذاشت؛ بطوریکه وقتی در دوم اکتبر ۱۸۳۶ بیگل به بریتانیا بازگشت، داروین در جمع دانشمندان شهرتی پیدا کرده بود. او پس از دیداری از خانه و ملاقات با پدر به لندن رفت و گروهی از بهترین طبیعیدانان را گرد آورد تا بر روی نمونه‌های گیاهی، جانوری و زمین‌شناختی جمع‌آوری شده مطالعه کنند. هنسلو داروین را به ریچارد اوون زیست‌شناس معروف معرفی کرد. وقتی اوون در کالج پادشاهی جراحان[۱] بر روی مجموعه سنگواره‌های داروین کار کرد با کمال شگفتی متوجه شد که آن متعلق به گونه‌هایی از جوندگان غول‌پیکر و تنبل‌هاست که نسلشان منقرض شده‌است. این کشف بیش ازپیش بر اعتبار داروین افزود.

در ۱۷ فوریه ۱۸۳۷ لایل سخنرانی خود در مقام رئیس انجمن زمین‌شناسی را به یافته‌های ریچارد اوون درباره مجموعه سنگواره‌های داروین اختصاص داد با این مضمون که گونه‌های منقرض شده با گونه‌های فعلی همان منطقه در ارتباطند. در همان جلسه داروین به عنوان عضو شورای انجمن زمین‌شناسی برگزیده شد.

 

نگارش کتابی درباره زمین‌شناسی آمریکای جنوبی و تألیف کتاب چند جلدی «جانورشناسی کشتی بیگل» از جمله دیگر پروژه‌هایی بود که داروین در آن مشارکت کرد.

فعالیت‌های علمی شدید داروین تا اواسط ۱۸۳۷ ادامه یافت. در این زمان او به توصیه پزشکان از فشار کار کم و برای استراحت در ییلاق اقامت کرد.

این مرخصی یک ساله فرصت مناسبی برای وی بود تا بیش از پیش روی موضوع مورد علاقه‌اش یعنی تحقیق در مورد نظریه فرگشت متمرکز شود.

پیدایش نظریه فرگشت

داروین ابتدا به هیچوجه در پی به چالش کشیدن فرضیه ثبات انواع نبود ولی ادامه تحقیقات سؤالات بی‌پاسخ زیادی پیش پایش می‌گذاشت. یک سال پیش از شروع سفر، کتاب جنجال‌برانگیزی از چارلز لایل منتشر شده بود به نام اصول زمین‌شناسی که داروین نسخه‌ای از آن را همراه خود داشت. نویسنده در این کتاب مدعی شده بود که سطح زمین بر اثر فرآیندهای تدریجی تغییر می‌کند و دگرگونی پوسته زمین جریانی یکنواخت در طبیعت در طول تاریخ این کره‌است. وی توضیح می‌دهد که هر نوع موجود زنده ابتدا در مرکزی رشد می‌کند و از آن نقطه پخش شده‌است و نشان داد که مدتی دوام آورده تا تدریجا از بین رفته و جای خود را به انواع دیگر داده‌است و آن را اصل مراکز آفرینش می‌نامد. از این رو او نتیجه گرفت که پیدایش انواع جدید جریانی پیوسته و یکنواخت در طول تاریخ زمین است. این نظریات که کاملاًً بر خلاف باورهای رایج زمانه بود، سر و صدای زیادی در محافل علمی برانگیخت. داروین با بررسی لایه‌های سنگی و سنگواره‌ها در نقاط مختلف شواهد زیادی در تأیید نظریات لایل یافت. در جزایر گالاپاگوس او فسیل‌هایی بسیار نزدیک ولی نه کاملاً همانند با اشکال زنده پیدا کرد. وی مشاهده کرد که لاک‌پشت‌های ساکن در هر جزیره اندکی با لاک‌پشت‌های جزیره مجاور متفاوتند و سهره‌های جزیره‌های مختلف تفاوت کمی با یکدیگر دارند. از نظر داروین بهترین توضیح آن بود که انواع تغییر می‌کنند و اعضای هر گونه نیای مشترکی دارند.

چهل سال پیش از او دانشمندی به نام تامس مالتوس در مقاله‌ای مدعی شده بود که سرعت رشد جمعیت آدمیان بیش از میزان تولید غذاست و چنانچه جمعیت بشر به طریقی کنترل نشود، با گذشت چند دهه غذای کافی برای همگان وجود نخواهد داشت و آدمی مجبور است برای به دست آوردن آن مبارزه کند.

داروین دریافت که آموزه‌های مالتوس نظریات او را تکمیل می‌کند. او نتیجه گرفت که پس از ایجاد تغییر در موجودات زنده، انواعی که با محیط طبیعی ناسازگار گشته‌اند حذف می‌شوند و انواعی که تغییراتشان آنها را محیط طبیعی سازگارتر کرده‌است، جای آنها را می‌گیرند. داروین این پدیده را انتخاب طبیعی نامید.

از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۸ داروین مخفیانه و در اوقات فراغت روی نظریه انقلابیش کار می‌کرد. او دیگر به وجود فرگشت موجودات زنده یقین پیدا کرده بود ولی از آن بیم داشت که با علنی کردن آن از سوی گروه‌های تندرو به کفرگویی متهم شود. او که می‌دانست با مطرح شدن نظریه‌اش چه جنجالی د رجامعه و محافل علمی بر پا می‌شود، کوشید با انجام دادن آزمایش‌های فراوان روی گیاهان و جانوران و استفاده از تجربیات پرورش‌دهندگان کبوتر و خوک شواهد کافی و علمی برای نظریه‌اش فراهم آورد.

ارائه نظریه فرگشت

پژوهش‌های داروین به آرامی پیش می‌رفت. در سال ۱۸۴۲ مقاله خلاصه‌ای از نظریه‌اش تألیف کرد و در سال ۱۸۴۴ رساله‌ای ۲۴۰ صفحه‌ای درباره انتخاب طبیعی نوشت. با وجود اصرار دوستان، وی همچنان در انتشار گسترده نظریاتش مردد بود و نتایج تحقیقات خود را فقط با برخی همکاران نزدیکش همچون چارلز لایل و جوزف هوکر در میان می‌گذاشت؛ اما دریافت نامه‌ای در ژوئن ۱۸۵۸ داروین را واداشت تا تردیدهایش را کنار بگذارد. نویسنده نامه زیست‌شناس جوانی بود به نام آلفرد راسل والاس که در بورنئو کار می‌کرد. او نیز درباره فرگشت به همان اندیشه‌های داروین رسیده بود. داروین ظرف دو هفته مقاله‌ای تهیه کرد و همراه با مقاله والاس به انجمن علمی لینیان فرستاد. دوستانش ترتیبی دادند که هر دو مقاله با هم عرضه شود اما همراه با مدارکی که حق تقدم داروین را ثابت کند. داروین که اراده‌اش بر اثر آگاهی از وجود رقابت برانگیخته شده بود پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون اصل انواع به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای اصلح در تنازع برای بقا». در این کتاب که بعدها به عنوان «اصل انواع» مشهور شد،وی کوشید نظریه فرگشت به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند

زیبایی های شگفت انگیز و رویایی اعماق دریا

زیبایی های شگفت انگیز و رویایی اعماق دریا

جرج برنارد شاو

دنیا هم به انسانهای خوشبین نیاز دارد و هم به انسانهای بد بین ! چون خوشبین هواپیما میسازد و بدبین چتر نجات !!! انتخاب با شماست که جزو کدام دسته باشید...جرج برنارد شاو

چارلي چاپلين

لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده میشود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد ... چارلی چاپلين

دكتر شريعتي

خداوند می فرماید : هرگاه بنده ای مرا میخواند آنچنان به سخنان او گوش میدهم که انگار بنده و آفریده ای جز او ندارم اما شگفتا ! بنده ام همه را طوری میخواند که انگار همه خدای او هستند جز من ... ( دکتر علی شریعتی )

بهشت و جهنم

(hatman bekhun)یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.! افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند... مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی! آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت! افراد دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: نمی فهمم! خداوند جواب داد: ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!

جو سازی

پدر جذامیان ایران

طبيب عشق ، پدر جذاميان ایران را بهتر بشناسيم

بهار در استقبال انسانهايي جوانه خواهد زد كه انديشه اي ژرف و اعتقادي زلال دارند آنانكه جز به راستي فكر نمي كنند و جز به حقيقت نمي انديشند . مي خواهيم از كسي بگوييم كه:

هم طبيب بود , هم مدرس بود , هم نويسنده بود , هم شاعر بود و هم بيش از نيم قرن در خدمت جذاميان كشور بود.

در خدمت كساني كه از حافظه جامعه فراموش شده بودند . جذامياني كه حتي خانواده هايشان نيز آنها را فراموش كرده بودند و قادر به تحمل و زندگي با آنان نبودند و ايشان بيش از نيم قرن جواني و تخصص خود را در اختيار آنان گذاشت . در جهان پر از هياهوي امروز و عصر كمرنگي ارزشهاي معنوي، انساني وارسته ، عمر پر بركت خود را صرف بيماران جذامي نموده است.

سرباز پير سنگر مبارزه با جذام ، استاد دكتر محمد حسين مبين در سال 1306 شمسي در يكي از محله هاي قديمي تبريز به نام چرنداب پا به عرصه هستي گذاشت . تحصيلات ابتدايي را در دبستان معرفت تبريز و كلاس ششم و دوره دبيرستان را در دبستان و دبيرستان پهلوي آنروز در كرمان به پايان رساند . آنگاه يعد از شش سال اقامت در كرمان به تبريز مراجعت كرد و با اخذ ديپلم طبيعي از دبيرستان فردوسي در سال 1328 وارد دانشكده پزشكي تبريز شد و در سال 1334 به دريافت دكتراي پزشكي نائل گشت . وي پس از طي خدمت نظام وظيفه در سال 1337 به استخدام وزارت بهداري درآمد و خدمات پزشكي و اجتماعي خود را با بيماريابي جذام در آذربايجان شرقي آغاز كرد . پس از يك سال فعاليت در امر بيماريابي در سال 1338 به عنوان كفيل آسايشگاه جذاميان ، بابا باغي در تبريز به ادامه فعاليت پرداخت . در سال 1341 با استفاده از بورس تحصيلي سازمان جهاني بهداشت براي طي دوره آموزشي علمي و عملي جذام ، رهسپار كشورهاي اروپايي اسپانيا و پرتغال و همچنين افريقا ، نيجريه و مالي گرديد . پس از طي اين دوران آموزش عالي ، به ايران بازگشت و به عنوان رئيس آسايشگاه بابا باغي مشغول به خدمت شد . در سال 1348 با ادغام سازمان بهداري و دانشگاه تبريز به دانشگاه منتقل گرديد و سپس با ادامه تحصيل موفق به اخذ تخصص در رشته بيماريهاي پوست و آميزشي از دانشگاه تبريز شد . در بخش پوست دانشكده پزشكي بيمارستان بابك ( هفتم تير ) به عنوان عضو هيئت علمي به خدمات علمي و پزشكي خود ادامه داد . استاد مبين خدمت به جذاميان را از وظايف انساني و پزشكي خود شمرده و در سال هاي دراز خدمت خود همواره در فكر آنها بوده و از مساعدت آنها فروگذاري نكرده است . دكتر مبين نه تنها در انجمن حمايت از جذاميان بلكه در بقيه مجامع خيريه نيز از آن جمله : كميته امداد امام خميني ، انجمن خيريه نوبر تبريز ، هيئت حمايت از مستمندان و عيادت از بيماران، فعالانه حضور داشته و همكاري نموده است . وي در سال 1355 به عضويت هيئت تحريريه مجله پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تبريز انتخاب و هم اكنون نيز به اين همكاري ادامه مي دهد . استاد مبين در آبان ماه 1367 به افتخار بازنشستگي نائل آمد . با اين وجود خدمت خود را به عنوان رئيس مركز بررسي و تحقيق بيماريهاي پوست آذربايجان شرقي و بيمارستان جذاميان بابا باغي تبريز كماكان ادامه داد . بيمارستان بابا باغي در سايه تلاش خستگي ناپذير وي پيشرفت قابل توجهي در بعد كمي و كيفي يافته و عزلتگاه متروك جذاميان به مركز فعال تحقيق و بررسي جذام و درمان و نگهداري جذاميان تبديل شده است . در زمينه تعليم و آموزش بيماريهاي پوست به مركز مجهز علمي و عملي مبدل شده و دانشجويان پزشكي ، پرستاري ، كارشناسان و كاردانان علوم آزمايشگاهي و دانشجويان علوم انساني و پيراپزشكي از امكانات آموزشي اين مركز استفاده كرده است و عده زيادي از دانشجويان پزشكي پايان نامه هاي خود را با راهنمايي و همكاري ايشان تدوين و تهيه نموده اند.

استاد مبين علاوه بر طبابت ، آموزش دانشجويان پزشكي ، اداره مركز جذاميان تبريز ( بابا باغي ) به خاطر عشق و علاقه خاصي كه به شعر و ادب ايران و آذربايجان دارد آثار بسياري از جمله : به ياد شهريار ، سخنان عارفانه و نصايح حكيمانه نظامي گنجوي ، گامي در راستاي شهريار شناسي ، مقدمه اي بر كتاب آذربايجان عاشيقلاري ، مقدمه اي بر كتاب شعر ذوالفقار كمالي ، تبريز گنجه نهفته در بستر تاريخ و اشعاري همچون غنچه هاي خونين ، گل باهاريم گل ، قوش يوواسي ، آچيل چتريم ، آچيل و مجموعه شعر جذاملي سارا و مجموعه اشعار ديگر ... نوشته و سروده است.

و در نهايت اگر بخواهيم استاد مبين را در يك كلام توصيف كنيم به تاسي از همسر ايشان بايد بگوييم:

" انساني به تمام معنا "

شروع کلاس ها در 23/11/91

سلام به تمام هم کلاسی های محترم .ایام ولادت رو به همه ی شما تبریک میگم و امید وارم در کنار خانواده خوش بگذره

به تشخیص جمع و مدیر وبلاگ به این نتیجه رسیدید که کلاس ها از 23 بهمن شروع بشه . من هم به نظر جمع احترام میذارم و تابع جمع و راحتی هم کلاسی ها هستم

ولی چند تا نکته هست که باید بدونید : بیست و سوم که کلاس ها شروع میشه دوشنبه . یعنی چند جلسه بیوشیمی تعطیل . یک هفته میریم و میشه اول اسفد . الاقاعده تا هفدهم میایم و تعطیل تا عید . خوب از همین الان عید نوروز رو پیشاپیش به شما تبریک میگم و سیزده به در خوبی داشته باشید . چهاردم سال 92 هم کی حال داره بیاد دانشگاه و یک هفته هم اونجا تعطیل و میشه  بیست و ششم فروردین .خدا رو شکر تو اردیبهشت که  تعطیلی نیست و تماما حساب کنیم 7 روز تو بهمن و 17 روز تو اسفد 7 روز تو فروردین 30 روز تو اردیبهشت میایم دانشگاه . یحتمل دانشگاه از 17 خرداد تعطیله و امتحانات آزمایشگاه ها شروع میشه . ما هم یک هفته قبل از 17 تعطیل میکنیم دیگه  و جمعا حساب کنیم دو ماه و نیم دانشگاهیم

خوب حالا به نظر شما ترم پیش که تمام وقت اومدیم و سیستماتیک و مهارت فقط درس تخصصی بود چه نمره هایی اومد و سر جلسه چند نفر اومدن  و حالا این ترم با چند درس تخصصی که استاداش به هیچ وجه سر فصل ها رو حذف نمی کنن چی ؟

چرا دروسی مثل ریاضی و فیزیک که پایه است و بعضی سر فصل ها رو نگفت  اشکالی نداره ولی خانم قلاسی بعید میدونم سر فصل هاشو  حذف کنه . اون وقت باید  برای تموم شدن توی فرجه ها هم بیایم کلاس و این قدر هم درس سریع گفته شه که هیچی ادم نفهمه و جزوه ی بزرگ بشه و خط بسیار بد و در نهایت هم حذف درس

نکته ی بزرگ اینه که امسال انتخاباته و کلاس ها یه جورایی سریع تموم میشه  و با این همه تعطیلی اساتید تخصصی مجبور میشن توی روزایی که بر وفق مراد بعضیا نیست (بعضیا بلیط دارن مبخوان برن و یا کار دارن ) جبرانی بذارن . جبرانی هم ممکنه توی ساعت یه نفر باشه که درس عمومی داره .

اینو بدونید که من هر موقع که توی خونم اراده کنم 45 دقیقه ی بعد دانشگاهم و اتفاقا از تعطیلی خوشم میاد و واقعا آدم به هزار تا کارش میرسه . اینجوری نشه که فکر کنید دارم تو کارتون دخالت میکنم یا میخوام خود نمایی کنم و با بقیه متفاوت باشم . فقط بدونید این جور جریاناتی احتمال داره که باشه که خدا کنه نباشه

یه چیز دیگه احتمال هم داره هفته ی اول کلاس ها برگذار نشه . ولی بعید میدونم همچین چیزی باشه

خلاصه من تابع جمع هستم و هر چی تصمیم بگیرید  برام محترمه و طبق اون پبش میرم

موفق و پیروز در همه ی زمینه ها باشید

چهارشنبه ساعت۲۱

شما  فکر میکنید کدام  تیم برنده خواهد شد‏?‏           الف‏‏)‏ رئال    ب‏)‏مادرید     ج‏)‏رئال مادرید        د‏)‏همه موارد      ‏

مناجات

خدایا !
خداياچگونه تورابخوانم درحالي که من، من هستم

(بااين همه گناه ومعصيت)

وچگونه ازرحمت تونااميدشوم درحالي که تو، توهستي

(باآن همه لطف ورحمت)

خدايا توآنچناني که من مي خواهم

مرانيزچنان کن که تومي خواهي

 

ازمناجاتهاي امام سجاد(ع)

خداوندا