طبيب عشق ، پدر جذاميان ایران را بهتر بشناسيم

بهار در استقبال انسانهايي جوانه خواهد زد كه انديشه اي ژرف و اعتقادي زلال دارند آنانكه جز به راستي فكر نمي كنند و جز به حقيقت نمي انديشند . مي خواهيم از كسي بگوييم كه:

هم طبيب بود , هم مدرس بود , هم نويسنده بود , هم شاعر بود و هم بيش از نيم قرن در خدمت جذاميان كشور بود.

در خدمت كساني كه از حافظه جامعه فراموش شده بودند . جذامياني كه حتي خانواده هايشان نيز آنها را فراموش كرده بودند و قادر به تحمل و زندگي با آنان نبودند و ايشان بيش از نيم قرن جواني و تخصص خود را در اختيار آنان گذاشت . در جهان پر از هياهوي امروز و عصر كمرنگي ارزشهاي معنوي، انساني وارسته ، عمر پر بركت خود را صرف بيماران جذامي نموده است.

سرباز پير سنگر مبارزه با جذام ، استاد دكتر محمد حسين مبين در سال 1306 شمسي در يكي از محله هاي قديمي تبريز به نام چرنداب پا به عرصه هستي گذاشت . تحصيلات ابتدايي را در دبستان معرفت تبريز و كلاس ششم و دوره دبيرستان را در دبستان و دبيرستان پهلوي آنروز در كرمان به پايان رساند . آنگاه يعد از شش سال اقامت در كرمان به تبريز مراجعت كرد و با اخذ ديپلم طبيعي از دبيرستان فردوسي در سال 1328 وارد دانشكده پزشكي تبريز شد و در سال 1334 به دريافت دكتراي پزشكي نائل گشت . وي پس از طي خدمت نظام وظيفه در سال 1337 به استخدام وزارت بهداري درآمد و خدمات پزشكي و اجتماعي خود را با بيماريابي جذام در آذربايجان شرقي آغاز كرد . پس از يك سال فعاليت در امر بيماريابي در سال 1338 به عنوان كفيل آسايشگاه جذاميان ، بابا باغي در تبريز به ادامه فعاليت پرداخت . در سال 1341 با استفاده از بورس تحصيلي سازمان جهاني بهداشت براي طي دوره آموزشي علمي و عملي جذام ، رهسپار كشورهاي اروپايي اسپانيا و پرتغال و همچنين افريقا ، نيجريه و مالي گرديد . پس از طي اين دوران آموزش عالي ، به ايران بازگشت و به عنوان رئيس آسايشگاه بابا باغي مشغول به خدمت شد . در سال 1348 با ادغام سازمان بهداري و دانشگاه تبريز به دانشگاه منتقل گرديد و سپس با ادامه تحصيل موفق به اخذ تخصص در رشته بيماريهاي پوست و آميزشي از دانشگاه تبريز شد . در بخش پوست دانشكده پزشكي بيمارستان بابك ( هفتم تير ) به عنوان عضو هيئت علمي به خدمات علمي و پزشكي خود ادامه داد . استاد مبين خدمت به جذاميان را از وظايف انساني و پزشكي خود شمرده و در سال هاي دراز خدمت خود همواره در فكر آنها بوده و از مساعدت آنها فروگذاري نكرده است . دكتر مبين نه تنها در انجمن حمايت از جذاميان بلكه در بقيه مجامع خيريه نيز از آن جمله : كميته امداد امام خميني ، انجمن خيريه نوبر تبريز ، هيئت حمايت از مستمندان و عيادت از بيماران، فعالانه حضور داشته و همكاري نموده است . وي در سال 1355 به عضويت هيئت تحريريه مجله پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تبريز انتخاب و هم اكنون نيز به اين همكاري ادامه مي دهد . استاد مبين در آبان ماه 1367 به افتخار بازنشستگي نائل آمد . با اين وجود خدمت خود را به عنوان رئيس مركز بررسي و تحقيق بيماريهاي پوست آذربايجان شرقي و بيمارستان جذاميان بابا باغي تبريز كماكان ادامه داد . بيمارستان بابا باغي در سايه تلاش خستگي ناپذير وي پيشرفت قابل توجهي در بعد كمي و كيفي يافته و عزلتگاه متروك جذاميان به مركز فعال تحقيق و بررسي جذام و درمان و نگهداري جذاميان تبديل شده است . در زمينه تعليم و آموزش بيماريهاي پوست به مركز مجهز علمي و عملي مبدل شده و دانشجويان پزشكي ، پرستاري ، كارشناسان و كاردانان علوم آزمايشگاهي و دانشجويان علوم انساني و پيراپزشكي از امكانات آموزشي اين مركز استفاده كرده است و عده زيادي از دانشجويان پزشكي پايان نامه هاي خود را با راهنمايي و همكاري ايشان تدوين و تهيه نموده اند.

استاد مبين علاوه بر طبابت ، آموزش دانشجويان پزشكي ، اداره مركز جذاميان تبريز ( بابا باغي ) به خاطر عشق و علاقه خاصي كه به شعر و ادب ايران و آذربايجان دارد آثار بسياري از جمله : به ياد شهريار ، سخنان عارفانه و نصايح حكيمانه نظامي گنجوي ، گامي در راستاي شهريار شناسي ، مقدمه اي بر كتاب آذربايجان عاشيقلاري ، مقدمه اي بر كتاب شعر ذوالفقار كمالي ، تبريز گنجه نهفته در بستر تاريخ و اشعاري همچون غنچه هاي خونين ، گل باهاريم گل ، قوش يوواسي ، آچيل چتريم ، آچيل و مجموعه شعر جذاملي سارا و مجموعه اشعار ديگر ... نوشته و سروده است.

و در نهايت اگر بخواهيم استاد مبين را در يك كلام توصيف كنيم به تاسي از همسر ايشان بايد بگوييم:

" انساني به تمام معنا "