تو گر خواهی بدانی بهترین چیست ، ز بین رشته هایی که شده لیست ‏‏;‏ به تو گویم من اینک رشته ای بیست ، درست  است ان همان زیست است همان زیست ‏;‏ که گر افتد به بیرجند رشته زیست, دو سالی نگذرد گردد چنین نیست‏;‏  چگونه نیست گردد این رشته ی زیست, لابد با خود گویی باعثش کیست‏;‏  که این کار بد دارد جزایی, لابد با خود گویی ان هست خزائی‏?‏‏!‏ نه جانم او بود مرد دلیری, گمانم این بود از دست میری‏;‏  به هر حال هر که بانی اش باد, خراب کرد اینده ی شصت,هفتاد‏;‏  جوانانی که با هر شور و حالی, شتابیدند به سوی میوه کالی‏;‏            من نگویم که مرا از بیرجند ازاد کنید    لااقل رشته ی زیستش,کمی آباد کنید